تبليغاتX
 پاینده
ایران,مرگ بر وطن فروشان تجزیه طلب میهن ورجاوند
 
به نام سعادت ملت ایران
 

7 آبان 1388 (29 اکتبر 2009)

 کورش، تو به ما آموختی چگونه ایرانی باشیم!

 

در این پنجمین سال برپایی روز جهانی کورش و سومین سال بنیانگذاری این روز بنام روز ملی ایران، من ایرانی بودن شما را در این روز خجسته شادباش می گویم. بیشتر ما که در اینجا گرد آمده ایم و این روز فرخنده ملی را بزرگ می داریم، در این پندار هستیم که کورش فردی استثنایی و بی همتا در جامعه ایرانی بوده است. در صورتیکه اینجور نیست. کورش یک ایرانی راستین بود، زیرا در خانواده و جامعه ایرانی پرورش یافته و آموزش دیده بود. در آن زمان، هزاران هزار کورش در ایران می زیستند که ما یکی از آنان را که بخت پادشاهی و جاودانگی یافتن در تاریخ را پیدا کرد می شناسیم. در آن زمان جامعه ایرانی کورش می پروراند. پدر او کورش بود، دوستانش کورش بودند، مربیانش کورش بودند، مادرش کورش بود، همسرش کورش بود و فرماندهانش همه کورش. ما صدها سال است که بعلت تحمیل اندیشه ها، گفتار و کردار ناایرانی، از آن فرهنگ زیبای آدم ساز درست اندیشی، راستگویی، گفتار و کردار نیک فاصله گرفته ایم و دیگر ایرانی راستین نیستیم. اینکه ما کورش را اینگونه گرامی می داریم، نشانگر آن خواهش و آرزوی درونی ماست که دوباره ایرانی باشیم.

 در آن دوران، یک دولتمرد هرگز دروغ نمی گفت، در این دوران هرگز راست نمی گوید. در آن دوران، سردمدارن کشور نه تنها به خزانه ملت دست دراز نمی کردند، بلکه به خزانه کشورهای بیگانه تسخیر شده هم دست دراز نمی کردند؛ در این دوران نه تنها خزانه ملت را تهی می کنند، بلکه کشورهای بیگانه هم خزانه ملت ما را تهی می کنند. در آن دوران، هر دیوانسالاری که دروغ می گفت یا به مردم خشونت می کرد یا به حقوق مردم تجاوز می نمود، بی درنگ نکوهش و از کار برکنار می شد؛ در این دوران، ارتقای درجه می یابد. در آن دوران، همه مردم فرهیخته جهان متمدن می خواستند از کشور خود بگریزند و در ایران زندگی کنند؛ در این زمان، همه ایرانیان فرهیخته میخواهند از ایران بگریزند و در کشورهای دیگر زندگی کنند. در آن زمان، حاکمیت ایران پیشاهنگ حقوق بشر و نوعدوستی بود؛ در این دوران، حاکمیت ایران به تنها چیزی که تن در نمی دهد حقوق بشر و نوعدوستی است. در آن زمان، همه مردم جهان متمدن، ایران را دوست و ایرانی را گرامی می داشتند؛ در این زمان، همه مردم جهان متمدن از ایران گریزانند و به ایرانی بدگمان. در آن زمان، ملت ایران داراترین و آسوده زی ترین مردم جهان بودند؛ در این زمان یکی از فقیرترین و پریشان زی ترین.

 اکنون ما ایرانیان بخود آمده ایم، از خواب چند صدساله بیدار شده ایم، خود را در آینه دیده ایم و به وحشت افتاده ایم که این ما نیستیم. ما ایرانی بوده ایم و ایرانی زیسته ایم، و می خواهیم دوباره ایرانی زندگی کنیم؛ ... و این خواهد شد.

 این شیرملت ایران است که از خواست ما پشتیبانی خواهد کرد و خورشید مهر ایران را دوباره بر پشت خود بر این سرزمین و سراسر جهان خواهد تاباند. ما به آنان که سده هاست ملت ما را در بند اندیشه های ناسازنده و ناپذیرفتنی خود گرفتار کرده اند می گوییم: برو به پیشه خود برس که پیشه ملت ایران آزادی و آزادگی است.

 این سبز ایران سبز شادمانی و پیشرفت و آبادانی است و بازیچه دست هیچ کس و گروه نیست. این

سپید ایران سپید آشتی و دوستی ملت ایران با همه ملت های جهان است و ما دست همزیستی و دوستی و همکاری را به سوی همه مردم جهان دراز خواهیم کرد؛ که ایرانی نه تنها مرگ کسی را خواهان نیست بلکه سربلندی همه ملت ها را خواهان است. ما فقط اگر بتوانیم در میان همه ملتهای پیشرو و سربلند جهان بدرخشیم و سربلند باشیم ملت ایران هستیم. و این سرخ ایران نشان تهدید و جنگ خواهی و خونریزی نیست، نشانه عشق و شادابی و انرژِی زندگی است. ما این عشق و انرژی را به ملتمان باز خواهیم گرداند.

 ای تویی که خورشید من ایرانی را گرفتی تا در تاریکی و ایستایی ذهن تو تصور تنهایی کنم، بدان که من ذهن مرده تو را آنقدر با جنبش آزادگی خود تکان خواهم داد تا زنده و پویا گردد. من دل تاریک تو را با فرهنگ جهان بین ایرانیم روشن خواهم کرد تا از تاریکخانه خود بیرون آیی.

تو تاریکی اندیشه خود را بر من تحمیل کردی، ولی من تو را به روشنایی ایرانی بودن خواهم کشاند و ستم تو را با مهربانی خود درهم خواهم شکست. من ایرانی تا تو را انسان نکنم از پای نخواهم نشست و لذت و افتخار ایرانی بودن را به تو خواهم چشاند. 

 کورش زعیم

پاسارگاد

7 آبان 1388 (29 اکتبر 2009)

  نوشته شده در  دوشنبه 11 آبان1388ساعت   توسط شرر کنور تبریزی  | 

پیمان عارف دربخش مراقبتهای ویژه قلب بیمارستان مدرس بستری شد

10 آبان 1388

بنابه گزارشات رسیده ،پیمان عارف فعال دانشجوئی بدلیل حاد بودن ناراحتی قلبی اش در بخش مراقبتهای قلب بیمارستان مدرس بستری شد.
پیمان عارف روز جمعه 8 آبان ماه در اثر فشارهای غیر انسانی و عدم دسترسی به داروهایش دچار حملۀ قلبی گردید و به بهداری زندان منتقل شد.او بخاطر وضعیت حاد ناراحتی قلبی اش از بهداری زندان اوین به بیمارستان مدرس منتقل گردید و در بخش مراقبتهای قلبی این بیمارستان بستری گردید.
فعال دانشجوئی پیمان عارف روز چهارشنبه 6 آبان ماه از سلولهای انفرادی بند 240 به بند کارگری 350 منتقل شد. از زمان انتقال به بند کارگری فشارها و اذیت وآزارها علیه او شدت یافت و محدودیت ارتباطیش با خانواده به حداقل رسید.رئیس این بند فردی بنام بزرگ نیا است که در اذیت وآزار زندانیان سیاسی مسقیما نقش دارد و یکی از شکنجه گران شناخته شده زندان اوین است.
پیمان عارف و مجید دری دانشجویان ستاره دار زندانی در پی انتشار نامه ای خطاب به جعفری دولت آبادی دادستان تهران نسبت به صحبتهای کذب او اعتراض کردند. روز یکشنبه 3 آبان ماه دادستان تهران در یک اقدام غیر انسانی دستور انتقال آنها را به سلولهای انفرادی بند 240 صادر کرد. پیمان عارف در اعتراض به انتقالش به سلولهای انفرادی اقدام به اعتصاب غذا نمود.
پیمان عارف دانشجوی ستاره دار کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه تهران 27 خرداد ماه دستگیر وبه سلولهای انفرادی زندان اوین منتقل گردید و 75 روز را در سلولهای انفرادی بسر برد. او هنگام انتقال از دادسرای نظامی به دادگاه انقلاب بشدت مورد ضرب وشتم بازجو قرار گرفت.این دانشجوی زندانی به 18 ماه زندان محکوم شده است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،نسبت به وضعیت حاد جسمی این دانشجوی در بند شدیدا ابراز نگرانی می کند و مسئولیت مستقیم جان این دانشجو را به عهدۀ ولی فقیه می داندو از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار اقدامات عملی برای پایان دادن به فشارها علیه زندانیان سیاسی در ایران است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
09 آبان 1388 برابر با 31 اکتبر 2009

وضعیت زندانی سیاسی فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

http://hrdai.blogspot.com
http://pejvakzendanyan.blogfa.com
pejvak_zendanyan10@yahoo.com
pejvakzendanyan@gmail.com
tel. : 003162072019

  نوشته شده در  دوشنبه 11 آبان1388ساعت   توسط شرر کنور تبریزی  | 
هیچ راهی جز بازگشت به سوی ملت وجود ندارد

زندان و اعدام مردم را نمی ترساند



به نام خداوند جان و خرد



فرایند توسعه تمدن بشری، رسیدن به آزادی است؛ آزادی که اصول بنیادین و فراگیر آن در چارچوب حقوق بشر راهنمای تغییرات مسالمت آمیز در زمینه های گوناگون زندگی اجتماعی انسانها شده است. از آن جمله می توان از تلاشهای پیگیر بین المللی برای تعدیل و انسانی کردن اصول حقوق جزا در قوانین داخلی کشورها یاد کرد، که نخستین تجلی آن در رابطه با حذف مجازات اعدام برای نوجوانان زیر هیجده سال است. کودکان و نوجوانان در شمار گروه های آسیب پذیر جامعه بشمار آورده شده اند که نیازمند توجه و حمایت ویژه هستند. بدین معنی که کودک در برابر کردار خود مسئولیتی معادل انسانهای بالغ ندارد و شرایط و قلمرو مسئولیت مدنی یا کیفری نوجوان باید متناسب با رشد فکری و تجربی او و اختیارات او در شکل دادن جامعه ای که عضو آن است باشد. جامعه پیشرفته بین المللی با حذف اعدام نوجوانان پاسخ روشنی به این پرسش ها داده است.



اعلامیه حقوق کودک مصوب 1959 و کنوانسیون حقوق کودک 1989 و همچنین ضوابط سازمان ملل در مورد حداقل معیارهای قابل اعمال در دادرسی کودکان (قواعد بیجینک 1985) و رهنمودهای سازمان ملل برای پیش گیری از بزهکاری نوجوانان ( رهنمودهای ریاض 1990) بهترین گواه بر توجه ویژه حقوق بشر معاصر به این موضوع، یعنی لغو و حذف مجازات اعدام نوجوانان است. بسیاری از کشورها بر این مسئولیت انسانی گردن نهاده اند و جمهوری اسلامی نیز در شهریور 1370 کنوانسیون حقوق کودک را امضا و در تیرماه 1373 آن را تصویب کرده است. ولی از آن پس، و بویژه در طی چهار سال گذشته، با اعدام مکرر نوجوانان زیر هیجده سال، نه تنها به نقض تعهدات بین المللی مبادرت ورزیده بلکه، از این لحاظ، رتبه اول کشورهای جهان را نیز کسب کرده است.



در حالیکه جامعه جهانی در فرایند پیشرفت تمدن بشری، در مقام حذف مجازات اعدام به عنوان خشونتبارترین نوع مجازات برآمده است و در این راستا پروتکل دو میثاق حقوق مدنی و سیاسی حذف اختیاری مجازات اعدام را تجویز کرده، سازمان ملل نیز قطعنامه های متعددی در این راستا صادر و بیش از هفتاد کشور، از جمله برخی کشورهای اسلامی مانند قرقیزستان، ترکیه و اردن، مجازات اعدام را از قوانین کیفری خود حذف نموده اند، جمهوری اسلامی بی اعتنا به تعهدات بین المللی خود و به معیارهای اخلاقی و انسانی حاکم بر تمدن بشری، با بی پروایی به اعدامهای بیشمار و خودسرانه ادامه می دهد و خود را با احراز مقام دوم جهانی، آنهم پس از چین با جمعیتی 17 برابر ایران، در تاریخ خشونتگری یک حکومت علیه شهروندان خود جایگاه ویژه ای برای خود کسب نموده است.



افزون بر بی اعتنایی نسبت به تعهدات بین المللی و ملی، سطح شگفت انگیز خشونت حاکمیت جمهوری اسلامی در برابر اعتراضات برحق و مسالمت آمیز فرهیختگان، نواندیشان، فعالان سیاسی، زنان، دانشجویان، هنرمندان و کارگران جامعه، نشانگر چیرگی فرهنگی در درون حکومت است که بهیچ وجه با سرشت ما ایرانیان همخوانی ندارد. این رفتار که نه تنها درمان بخش رویدادهای پیش آمده نیست، بلکه گسست میان حکومت و مردم را بیش از بیش نمایش داده و چهره مخدوش جمهوری اسلامی را در افکار عمومی جهانی تیره تر ساخته است.



از سوی دیگر، در زمانی که برخی کشورهای در حال توسعه، که فقط چند سال پیش از ما عقب افتاده تر و فقیرتر بوده اند، به جرگه کشورهای پیشرفته می پیوندند و در تصمیم گیری های جهانی در چارچوب گروه بیست شرکت داده می شوند، کشور ایران با تمام منابع غنی، درآمد سرشار و امکانات طبیعی و اجتماعی، به ویژه جایگاه ژئوپلیتیک و ژئواکونمی خود، هنوز در زمره کشورهای در حال توسعه عقب افتاده تر از پیش باقی مانده و با مسائل و مشکلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی داخلی و نابسامانی های خارجی دست به گریبان است. فضای نظامی امنیتی حاکم بر جامعه موجب تشدید نارسایی های مورد بحث شده، ابهامات و ندانم بکاریها و ستیزگری های نابخردانه در سیاست خارجی سبب گردیده که نه تنها کشور هزینه های سنگین ناشی از آن را متحمل شود، بلکه فرصت های پیش آمده را یکی پس از دیگری از دست بدهد و به منظور خنثی نمودن فشارها و محدودیت های وارده از سوی جامعه جهانی باجهای سنگین تری به این یا آن قدرت بدهد و در نتیجه قدرت مانور و آزادی عمل خود را بشدت محدود سازد.



بدیهی است که برای رفع دشواری هایی که مردم ایران سی سال است با آن دست به گریبان بوده و اکنون حاکمیت را هم در بن بستی بس خطرناک گرفتار ساخته است، هیچ راهی جز بازگشت بسوی ملت و پذیرش خواستهای مردم که محترم شمردن آزادی های اساسی و پایبندی به حاکمیت ملی و قانون وجود ندارد. بی تردید، نخستین گام در این راه، آزادی بی قید و شرط همه زندانیان سیاسی و عقیدتی، لغو مجازات اعدام و قوانین غیر انسانی و محدود کننده حقوق شهروندی و بالاخره استقرار نظام مردم سالار عاری از هرگونه تبعیض، و رفع و نفی هرگونه مبانی قدسیه در رابطه با اداره امور کشور و جامعه است.



ما هشدار می دهیم که هیچ راهی بجز تمکین به خواست مردم در یک تفاهم مسالمت آمیز و خردمندانه در پیش رو نیست. فقط در این صورت است که می توان به جلوگیری از فاجعه ملی پیش رو و جبران توقفهای پیش آمده و خیزش بسوی جلو امیدوار بود.



عباس امیرانتظام، هرمیداس باوند، عیسی خان حاتمی، علی حاج قاسمعلی، حمیدرضا خادم، محمدعلی دادخواه، جمال درودی، آرش رحمانی، اشکان رضوی، کورش زعیم، خسرو سیف، حشمت الله طبرزدی، حسین مجتهدی، علی اکبر معین فر.
  نوشته شده در  سه شنبه 5 آبان1388ساعت   توسط شرر کنور تبریزی  | 

کمیته گزارشگران حقوق بشر- پیمان عارف، فعال دانشجویی که در مدت بازداشت خود تنها یک بار موفق به ملاقات کابینی با خانواده اش شده است، از هفته گذشته توسط ریاست زندان اوین ممنوع الملاقات شد.

هفته گذشته، "صداقت" رئیس زندان اوین در دستوری به عباسی رئیس اندرزگاه 8، ملاقات این فعال دانشجویی با خانواده اش را موکول به دستور شخصی خود نمود. پیمان عارف پیرو اطلاع از این مسأله در نامه ای درخواست ملاقات خود را به رئیس زندان ارسال کرد، با این حال به او گفته شده است که این نامه می بایست از طریق خانواده اش به زندان تحویل داده شود.

همچنین این فعال دانشجویی در مدت 110 روز بازداشت خود، از حق ملاقات با وکیلش محروم بوده است.

طبق مواد 180 تا 197 آیین نامه اجرایی سازمان زندان ها و اقدامات تأمینی مصوب 9 دی ماه 84، استفاده از امکان ملاقات به صورت تلفنی، حضوری و خصوصی از حقوق غیرقابل سلب هر زندانی محسوب می شود.

  نوشته شده در  جمعه 17 مهر1388ساعت   توسط شرر کنور تبریزی  | 

به نام خداوند جان و خرد

 

ریاست محترم و اعضای محترم شورای مرکزی جبهه ملی ایران

 

متاسفانه طی دو سا ل اخیر و به ویژه پس از در گذشت بزرگانی چون شادروانان دکتر پرویز ورجاوند و مهندس نظام الدین موحد گواه حرکت روز افزون جریان خزنده ای در جبهه ملی ایران هستیم که هر چند از هسته چند نفره تشکیل شده ولی ازآنجایی که به هیچ معیار اخلاقی و اصول سیاسی مصدقی پایبند نیست می تواند اکثریت اخلاق مدار جبهه ملی ایران را تحت تاثیر خود قرار دهد ."این از ما بهتران "که متاسفانه در بسیاری از مراکز تصمیم گیری آشیان گزیده اند از تمامی امکانات خود جهت تفرقه اندازی و ایستایی جبهه ملی ایران سود می جویند درست چند ی پس از در گذشت شخصیت میهنی ایران دکتر پرویز ورجاوند به انتشار جزوه ای سراسر دروغ می پردازند که در آن هیچ هدفی جز دروغ پراکنی وبی ارزش نمودن زحمات آن دو بزرگ جبهه ملی ایران و ستون ها نامیرای این سازمان (علی اردلان و دکتر پرویز ورجاوند) متصور نیست.

پروژه سازمان سازی و ورود نیروهای گلچین شده به صورت هدفمند جهت انجام خواست های این باند چند نفره و و به احتمال تسخیر تمامی مراکز تصمیم گیری جبهه ملی ایران در پلنوم آینده از نقشه های آشکارباند از ما بهتران است.

 

هر گاه جبهه ملی ایران به واسطه خطر پذیری جوانان آن با موضع گیری و اعتراض به شرایط موجود سیاسی حرکتی مثبت و سازنده را در پیش می گیرد با مانعی بزرگ از درون جبهه ملی ایران مواجه می گردد و با تکذیبیه های پی درپی تشکیلات ، جبهه ملی ایران را از هرنوع تحرک و پویایی باز می دارد و از هر نوع حرکت مثبت اجتماعی و سیاسی توسط جبهه ملی ایران اعلام برائت می کنند به شکلی که از زحمت نیروهای امنیتی می کاهند . تکذیبیه مسئول تشکیلات در گردهمایی دهم اردیبهشت ، تکذیبیه بیانیه های صادر شده ، تکذیبیه گردهمایی سی تیر و ... و در نهایت تکذیبیه اعلامیه نوشته شده توسط سخنگوی جبهه ملی ایران(دکتر هرمیداس باوند)در رابطه با مکانیسم دولت در سایه به نام دفتر روابط عمومی و نام بردن از اعضای سازمان دانش آموختگان به عنوان نیروهای خود سر جهت انتشار این اعلامیه می باشد در حالی که هیچکدام از اعضای سازمان دانش آموختگان در نوشتن این اعلامیه نقشی نداشتند (با توجه به جو امنیتی فعلی بی گمان این کردار که به خودی خود حساسیت نیروهای امنیتی را بر می انگیزد نمی تواند بدون انگیزه های هدفمند باشد)  .

 

ما با اعتقاد کامل و پایبندی به منشور جبهه ملی ایران اعتقاد داریم که این جبهه در حال حاضر توان انجام رسالت تاریخی خود در جهت حفظ منافع ملی ندارد.

و از این روست که در چنین شرایط خطیر میهنی ،باید نیروی خود را صرف خنثی ساختن توطئه از ما بهتران نماید تشبیه آنان به مکی ،بقایی و حائری زاده منصفانه نیست،چرا که برخی از آنان چون مکی در برهه ای کارهای مثبتی برای جبهه ملی ایران انجام داده اند،اما این باند همواره به این جبهه لطمه زده است دو دیگر آن که ،آنان مردانه از جبهه ملی ایران بریدند و آشکارا به مخالفت بر خاستند،اما دشمنان خانگی موریانه وار بر آنند تا این بنای شکوه مند تاریخی را متلاشی سازند.

 

ما جبهه ملی ایران را خانه خود می دانیم ولی متاسفانه باید به عرض برسانیم،با توجه به آنچه یاد شد، ادامه همکاری با ساختار کنونی جبهه ملی ایران برایمان امکان پذیر نیست.

6/6/1388

 

 علی حاج قاسمعلی-   حسین مجتهدی   -  اشکان رضوی   -  آرش رحمانی   - حمید رضا خادم

----------------------------------------------------------------------

میهن ورجاوند:

پاینده ایران

اینجانب نیز به عنوان یکی از هموندان سازمان دانش آموختگان جبهه ملی حمایت کامل خود از مواضع و عملکرد این پنج همرزم استوارگام خویش را تایید می کنم و بیان میدارم در کنار این یاران و در برابر از ما بهتران معلوم الحال خواهم بود.

شرر کنور تبریزی

  نوشته شده در  پنجشنبه 12 شهریور1388ساعت   توسط شرر کنور تبریزی  | 

من تندرست هستم/کوروش زعیم(29 اسپند 1387 )

7 شهریور 1388      

این متن نامه ای است هوشمندانه که" کوروش زعیم " چند ماه پیش از دستگیر شدن نگاشته و برای آگاهی رسانی ، نزد چند تن از یاران خود به امانت گذاشته بود تا در صورت هر گونه پیش آمدی منتشر شود.

و علت نیز چیزی نبود جز آنکه بسیاری از مبارزان در بازداشت گاههای رژیم پس از چندی زندانی بودن، جسدهای بی جانشان تحویل خانواده هایشان شده است.

در شرایطی که پیش از بازداشت تندرست بوده و بعد اززندانی شدن ، از سوی حکومت اسلامی بیان شده که به علت بیمارهای قلبی و غیره در زندان جان سپرده اند!؟.

اکنون این نامه بعد از زندانی شدن"کوروش زعیم" برای آگاهی ایرانیان و همچنین حکومتگران منتشر می شود.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه 7 شهریور1388ساعت   توسط شرر کنور تبریزی  | 

رژیم جمهوری اسلامی خواسته هایی از جبهه ملی ایران دارد و یکی از انها این است که فردی چون کورش زعیم در راس جبهه ملی ایران فعال نباشد چرا که او عنصری شجاع و با هوش است ٬از غل و زنجیر نمی هراسد و منافع خلق را بر منافع شخصی خود ارجح میداند ٬ یعنی تمام خصوصیات یک رهبر تمام عیار را داراست و از اینروست که هر روز ضربه ای به او وارد شد و ملی نما ها دانسته و یا ندانسته ٬ در خدمت به رژیم به او اتهام سلطنت طلبی ٬همکاری با تیمرمن و همچنین بر هم زدن طرح های او چون تظاهرات در مقابل سفارت امارات برای دفاع از نام خلیج فارس ٬تشکیل جریان همبستگی و ده ها اتهام و مقاله و مصاحبه که تمام آنها در شبکه ملی نمایی زنجیره ای درج و پخش شده است و " کپی برابر اصل " در پرونده قطور زعیم در وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی موجود است . ستاره و چشم و چراغ وزارت اطلاعات در خارج از کشور کسی نیست جز پرویز داور پناه که خواسته یا ناخواسته خوراک ماموران وزارت اطلاعات را تهیه میکند.این شخص در مصاحبه ای با دویچه وله در مارس ۲۰۰۹ خود را از رهبران سازمانهای جبهه ملی در خارج از کشور معرفی کرده بود که گردانندگآن " سازمانها " برادران قائم مقام هستند. داور پناه با نوشتن مقاله ای به نام " ائتلاف شخصیت های کاذب ایرانی و گروه «کنت تیمرمن» از لابیگران اسرائیل " که در سایت عصر نو * موجود است ٬ بی شرمانه زعیم را در ارتباط با کنت تیمرمن روزنامه نگار آمریکایی طرفدار اسرائیل معرفی کرده است.در صورتیکه مواضع آقای زعیم درباره اسرائیل و حق فلسطنیان در باز گیری سرزمینشان کاملا روشن است و نوشتار این شخص قطعن کذب و شاید تنها برای نخ دادن به رژیم و برای دستگیری زعیم تهیه شده باشد.

آنچه در زیر میخوانید گفتگوی خبر گزاری جبهه ملی ایران با مهندس زعیم در تاریخ 4 مرداد 1387 است .توضیحاتی که گویای عمق فاجعه ملی نمایی است و پیش بینی آنچه امروز در ایران میگذرد در آن تاریخ ٬ از نکات قابل توجه این گفتگو است.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه 7 شهریور1388ساعت   توسط شرر کنور تبریزی  | 

کورش زعیم یک قهرمان ملی خواهد بود/

نامه جمال درودی به استاد ادیب برومند

 رئیس شورای جبهه ملی ایران

3 شهریور 1388       

این متن سخنرانی آقای درودی در جلسه ۲۹ مرداد ۱۳۸۸ شورای جبهه ملی ایران است .چون آقای برومند ریاست شورا در سفر بودند این سخنرانی به صورت نامه به ایشان و برای ضبط در تاریخ منتشر میشود.

 JMINEWS>:جما ل درودی " را باید از جمله سربازان بی نام و نشان جبهه ملی ایران به شمار آورد که از ابتدای تاسیس این سازمان در آن حضور فعال داشته است . یعنی از روز جمعه 22 مهر 1328 که میهن پرستان به دعوت مصدق بزرگ برای تحصن به دربار رفتند که پس از این تحصن جبهه ملی ایران پایه گذاری می شود.
نام و نشان مبارزات جمال درودی را می توان "در حزب زحمت کشان(مظفر بقایی)حزب نیروی سوم(خلیل ملکی)حزب سوسیالیست(دکتر خنجی)و همچنین به عنوان مسئول سازمان دانش آموزان در دبیرستان دارالفنون و کل تشکیلات دانش آموزی جبهه ملی ایران در سر تا سر کشور و "نهضت مقاومت ملی ایران" به خوبی دید. او همچنین به مدت 10 سال مسئول "پیام جبهه ملی ایران"ارگان رسمی جبهه ملی بود که به اثبات تاریخ یکی از پر بارترین دوران انتشار این نشریه می باشد.



درکودتای ننگین 28 امراد 1332 نیزاوباش مزدورهنگامی که با مقاومت جمعی از یاران مصدق روبرو می شوندجمال درودی را علارغم سن کمش به دلیل شجاعت و پایمردی در برابر کودتا چیان "شعبان جعفری(بی مخ)شخصا وی را مورد ضرب و شتم قرار داده و با زنجیر مچ دستان این فرزند آزادیخواه ایران زمین را به چیپ خود بسته و در خیابان های تهران می کشد.

جمال درودی در طی همه این سالها از معدود مبارزان و پیروان راه مصدق بوده که بی مهبا آنچه را مربوط به گروه چند نفره موسوم به باند می باشد را افشا ء نموده و در برابر کار شکنی های آنان ایستادگی می نماید تا جایی که برای نخستین بار در تاریخ جبهه ملی با اعمال فشار این جریان متحجردادگاه حزبی بر علیه وی تشکیل می شود.

اینک در هنگامه ای دیگر و در شرایط کنونی میهن که همبستگی بین میهن پرستان از الزامات مبارزات آزادی خواهانه است او بار دیگر به پشتوانه ایمان به آزادگی و پیروی از آموزه های میهنی مصدق، سکوت را جایز ندانسته و در برابر همان از ما بهتران مظلومیت یکی از راست کردار ترین و میهن پرست ترین اعضاء جبهه ملی ایران یعنی" مهندس کورش زعیم "و جفا های رفته بر او توسط همین گروه را یاد آور می شودتا که بد خواهان بدانند" آنانکه تپش قلبهایشان برای میهن و ملت است " چگونه می توانند آزادگی را به فراموشی مصلحت های زمانه بگذارند.


آنچه که در پی می آید متن سخنان "جما ل درودی" از دیر پا ترین یاران مصدق بزرگ است که در پنجشنبه 29 امرداد 1388 در شورای مرکزی جبهه ملی ایران در تهران بیان شد.

 

 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه 7 شهریور1388ساعت   توسط شرر کنور تبریزی  | 

ادامه باز داشت کورش زعیم به زیان حکومت است !

/ هرمز ممیزی

2 شهریور 1388      

jminews: هرمز ممیزی عضو شورا جبهه ملی ایران است
~~~~~~~~~~~~~~
انباشت زندانیان سیاسی ،سندی گویا بر ضعف و جهل حکامی است که

نمیتوانند در فضای بحث و گفتگو به اقناع رقباء دست یازند . در پی نوشت

مورخ31/4/88 همین وبلاگ تقاضای آزادی یازده نفر از دوستان و

همفکران ملی را نمودم که خوشبختانه تا بحال 10 نفر آزادی خود را باز

یافته اند، ممنونم! اما متاسفانه آقای مهندس کورش زعیم هنوز در بند

است لذا وظیفه خود میدانم با معرفی کورش زعیم نویسنده کتاب "

جبهه ملی ایران از پیدایش تا کودتای 28 مرداد " عاشق ایران ،

پژوهشگری توانا ، نویسنده ای صاحب قلم ،متفکری با ایمان ، نقادی

دلسوز ،نظریه پردازی با اعتبار ،تحلیلگری صاحب اندیشه و از همه مهمتر

شاگرد ممتاز مکتب مصدق که قلبش تنها برای ایران و ایرانی میتپد و

هرگز هدفی جز سربلندی ایران نداشته ، برای حکومتی که بیش از هر

چیز نیاز به باز سازی چهره دارد هشدار دهم که ادامه باز داشت او به

زیان خودتان است !

هرمز ممیزی

 

  نوشته شده در  شنبه 7 شهریور1388ساعت   توسط شرر کنور تبریزی  | 


‏بسم الله الرحمن الرحيم ‏


( انما يوفى الصابرون اجرهم بغير حساب )‏

 ‏حضور محترم برادران و خواهران عزيز، روشنفكران و نخبگان محترم
‏ ‏پس از سلام و تحيت ; در رابطه با نامه ارسالى مورخ ‏88/6/1‏ آن عزيزان ،‏ ‏ضمن قدردانى و ارج نهادن به ايثارگرى و شهامت و پايدارى شما و ملت‏ ‏بزرگوار و عزيز ايران ، معروض مى‎دارم كه اينجانب بارها تذكرات و‏ ‏پيشنهادهايى را براى بيرون رفتن از اين بحران ويرانگر ارائه نموده ام ، ولى‏ ‏ظاهرا حضرات براى رسيدن به مقاصد دنيوى خويش چنان چشم و گوش و‏ ‏دل بر حقايق بسته اند كه نه مى‎بينند و نه مى‎شنوند، ولى از آنجا كه هنوز‏ ‏مبارزات با رژيم گذشته در اذهان بسيارى از افراد زنده است و در ميان‏ ‏سردمداران حكومتى بعضا كسانى هستند كه خود طعم شكنجه و زندان و...‏ ‏را چشيده اند اينجانب هنوز نا اميد نيستم و اميدوارم تا كاملا دير نشده‏ ‏مسئولين امر به خود آيند و بيش از اين وجهه نظام جمهورى اسلامى را در‏ ‏بين توده هاى زجر كشيده و سيلى خورده ايران و در سطح جهانى خدشه دار‏ ‏نكنند و موجب سقوط خود و نظام نگردند.

‏ ‏دين اسلام ، دين كامل الهى است و در آن آزادى عقيده و بيان چنان روشن‏ ‏و واضح است كه قرآن كريم در مورد اصل پذيرش دين مى‎فرمايد: ( لا‏ ‏اكراه فى الدين ) يعنى زور و اجبارى در پذيرش دين نيست ; و بايد‏ ‏پذيرفتن اصول دين با استدلال و برهان باشد. و سيره و روش رسول‏ ‏خدا(ص ) و ائمه معصومين (ع ) نيز اين گونه بوده كه مردم در كمال آزادى و‏ ‏بدون لكنت زبان و بدون هيچگونه ترس و واهمه اى درباره مسائل انتقاد و‏ ‏اظهارنظر نمايند. بزرگترين ستم و ظلم به اسلام عزيز رفتار مستبدانه با‏ ‏مردم تحت عنوان حكومت دينى و اسلامى است .

‏ ‏اميدوارم مسئولين امر از اين راه انحرافى كه در پيش گرفته اند دست‏ ‏برداشته و حقوق از دست رفته مردم را استيفا نمايند، خسارات را جبران‏ ‏نموده و بى گناهان را بيش از اين در زندان نگه ندارند، و با پايان دادن به‏ ‏سناريوهاى نمايشى دادگاهها و پخش اعترافات آنچنانى بيش از اين قضاء‏ ‏اسلامى را مسخره نكنند; و يا لااقل شجاعت اين را داشته باشند كه اعلام‏ ‏كنند اين حكومت نه جمهورى است و نه اسلامى و هيچ كس هم حق‏ ‏اعتراض و اظهارنظر و انتقاد ندارد.

‏ ‏اميدوارم خداوند كريم در اين ماه مبارك رمضان همه ما را از كجروى ها‏ ‏باز داشته و مشمول هدايت هاى مستمر خويش قرار دهد.
‏ ‏والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته .
‏4 شهريور ماه 1388‏
‏قم المقدسة - حسينعلى منتظرى
 
برگرفته از تارنمای حضرت آیت الله عظما منتظری (حقظه الله)
  نوشته شده در  شنبه 7 شهریور1388ساعت   توسط شرر کنور تبریزی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM